تبلیغات
اتاق مجازی مشاوره - توپ
اتاق مجازی مشاوره
سلام
قصد داشتم برای زلزله آذربایجان مطلب بنویسم یعنی قصد دارم ولی نمی دونم چرا این طوری شدم. نمی تونم بنویسم ولی این مطلب توی سرم داره اینور رو اون ور می ره . شخصیت متنی که می خواستم بنویسم یه دختر هشت ساله بود که از زلزله زنده باقی مونده بود . این دختر هشت ساله داره توی سرم این و اون ور می ره توپ بازی می کنه هی توپشو می زنه بهم هی می زنه. البته اون الان فقط می تونه توی سر من توپ بازی کنه چون دیگه جایی نداره که توپ بازی کنه .
اه. دست از سرم برنمی داره این دختر بچه . داره برای خدا نامه می نویسه از اونجایی هم که تازه خوندن نوشتن یاد گرفته داره بلند بلند می خونه و می نویسه . 
صدای دختره توی سرمه " خدایا نمی دونم می دانی یا نه ولی اینجا زمین لرزیده خونمون هم خراب شده . ما آن شب برای افطار مهمان داشتیم قرار بود دایی جانم بیاید خانه ما من هم خیلی خوشحال بودم برای همین از صبح به مادرم کمک می کردم تابتواند خانه را مرتب کند و غذا درست کند. مادربزرگم هم خانه ما بود . مادربزرگم خیلی از شما برایم تعریف کرده برای همین با اینکه من شما رو ندیدم ولی خیلی دوستان دارم. البته مادر بزرگم می گفت که نمی شه شما رو دید . می گفت شما همه جا هستید فقط کافی که چشمانمان را ببندیم تا شما را ببینیم. 
موقعی که زلزله آمد من با برادرم رفته بودم برای مهمانی خرید کنیم. برادر توی صف نان ایستاده بود و من هم داشتم توپ بازی می کردم. آخه من از بچه گی خیلی توپ دوست داشتم خیلی از عروسک خوشم نمی امد. من داشتم توپ بازی می کردم که یه دفعه ای خوردم زمین احساس کردم همه جا داره می لرزه خیلی ترسیده بودم بلند شدم نمی دونستم باید به کجا بروم دویدم وسط خیابان..."
ای بابا ول نمی کنه که دختر جا برو یه خورده اون ور تر توپ بازی کن آخه اونجا که داری بازی می کنه و سر و صدا درست کرده اعصاب منه. می دونم که توی زلزله تصادف کردی و یکی از پاهات ...
ولش کن توپ بازی رو بکن .
" ... نفهمیدم برادرم چی شده . پاهام خیلی درد می کرد نمی توانستم از جام پاشم .همه جیغ می زدن توی اون لحظه یاد حرف مادر بزرگم افتادم .چشمام و بستم "

مصیبت برای همه سخته هرکی هر کمکی از دستش بر می آید باید انجام بده مشکل الان نیست چند ماهه دیگه که هواسرد بشه مشکل بیشتر می شه.
فکر کنم دیگه خسته شد آخه دیگه نه صدای توپ بازیش می آید نه دیگه نامه اش رو می خونه . فکر کنم خوابیده .
یا علی


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 شهریور 1391 توسط مشاور | سخن تو ... ()
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ
مرکز راهنمایی علامه حلی (1) - مشاوره تحصیلی ، رفتاری دانش آموزان و والدین
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» چ
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شهریور 1393/post/archive/1393/62 خرداد 1393/post/archive/1393/31 اردیبهشت 1393/post/archive/1393/21 فروردین 1393/post/archive/1393/11 اسفند 1392/post/archive/1392/121 بهمن 1392/post/archive/1392/111 آبان 1392/post/archive/1392/82 مهر 1392/post/archive/1392/71 مرداد 1392/post/archive/1392/52 تیر 1392/post/archive/1392/44 اردیبهشت 1392/post/archive/1392/23 /post/archive