تبلیغات
اتاق مجازی مشاوره - عشق یعنی...
اتاق مجازی مشاوره
سلام.
دیروز بعد از مدت ها دوباره شماها رو دیدم.
ماه رمضان خصلت عجیبی داره 
خیلی ها رو می بینی که خیلی وقته ندیدیشون
دیروز برای من روز غریبی بود بازدید دوباره با شما شور سر زندگی توی راهنمایی و ...
خاطرات عجیبی برام زنده شد اردو ها 
کارسوق ها 
درب کلاس 3.3
و...
بزرگ شده بودید و ... 
دبیرستان محل عجیبیه البته برای من بچه ها وقتی وارد دبیرستان می شن خیلی تغییر می کنن باید هم تغییر کنن که تغییر لازمه زندگیه اب هم اگر راکد بمونه می گنده چه برسه به آدم
ولی راهنمایی و خاطراتش نباید باعث بشه که شما کودکی خودت و حفظ کنید که البته همیشه باید کوکی خودت و رو جایی از وجودتون نگه دارید ولی نباید بچه بمونید نباید دلبستگی ها باعث بشه نتونید از دبیرستان لذت ببرید 
خاطرات خوب و حفظ کنید و مگهداری که شجره نامه شماست ولی براشون غصه نخورید.
البته گرفتگی دل چیزی عجیبی نیست و نباید تعجب کنید که دلتون بگیره 
من خودم دیروز که مدرسه بودم کمی دلم گرفت برای همین هم زیاد نموندم 
خاطرات فراوانی دیروز جلوی چشمانم فوران می کرد 
خاطراتی که با هم شکلشون دادیم 
" امروز از تعطیلات عید برگشتم مدرسه ولی خبرای خوبی رو نشنیدم
بلیط فروشی قطار شروع شده ولی بلیط هنوز برای اردو تهیه نشده نگرانم اندکی ولی امیدوارم...
... امروز بلیط ها تهیه شد . چه بلیطهایی جداازاین که کوپه ها کنار هم نیست که دیگه این برای اردو های علامه عادی و لی دیگه این اردو شاهکاره ما کوپه هامون در دو واگن قرار گرفته این عادیه ولی فاصله 6 واگن بین دوتا واگن ما ...
...قبل از سوار شدن به سکو رفتیم تا بتونیم فاصله دوتا واگن رو کم کنیم کار سختی بود انصافا مردم باید جایه جا می کردیم بین واگن 3 تا 9 بعضی هاشون هم پیر بودن و البته از اونجایی که ما مورفی رو خیلی دوست داریو یه آقای نا بینا هم بین مسافرا بود . خیلی از مسافرا با این شرط که وسایلشون رو جابه جا کنیم قبول می کردن که جابه جا بشن...
بالاخره سوار شدیم و البته این جابه جایی ها خیلی زیاد منجر به این شد که یه واگن کامل برای ما شد...
...روی زمین و توی سایه نشتیم تا قطار برسه تاخییر داره البته . موقع سوار شدن مسئول واگن به تعداد بلیطها گیرداد چون کم بود تقریبا با دعوا و دست به یقه شدن تونستیم سوار شیم ولی یه فرقی بود با ایستگاه تهران.
ایستگاه شاهرود بین راهی است یعنی قطار مسافر داره که به شاهرود می رسه و ایستگاه اول نیست برای همین ما نتونستیم واگن ها رو جابه جا کنیم و خوب البته باید بین این دوتا کوپه رو می رفتم و می اومدم. رفت و امد خیلی سخت نبود بیشترین چیزی که سخت بود این بود که واگن های بین ما درچه دو بود و مردم توی راهرو بودن .
یکی روبار از این رفت و امدها چند نفر بهم گیر دادن که چرا اینقدر می ری میای شاید اگر رئیس قطار نبود باید یه دست و پنجه ای هم با نیروی انظامی قطار نرم می کردیم..."
این قسمتی از خاطرات و روزنوشته های من از اردوی شاهرود بود .دیروز همه این ها توی ذهنم این ور اون ور می رفت و ...
کمی الان ( این قسمت حذف شد).
نمی دونم چرا دلم می خواد این شعر رو اینجا بنویسم .

عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب

یا علی 


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 مرداد 1391 توسط مشاور | سخن تو ... ()
درباره وبلاگ
مرکز راهنمایی علامه حلی (1) - مشاوره تحصیلی ، رفتاری دانش آموزان و والدین
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» چ
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شهریور 1393/post/archive/1393/62 خرداد 1393/post/archive/1393/31 اردیبهشت 1393/post/archive/1393/21 فروردین 1393/post/archive/1393/11 اسفند 1392/post/archive/1392/121 بهمن 1392/post/archive/1392/111 آبان 1392/post/archive/1392/82 مهر 1392/post/archive/1392/71 مرداد 1392/post/archive/1392/52 تیر 1392/post/archive/1392/44 اردیبهشت 1392/post/archive/1392/23 /post/archive