تبلیغات
اتاق مجازی مشاوره - همسفر
اتاق مجازی مشاوره
سلام.
ایام فاطمیه همیشه یه احساس عجیبی با خودش می آره.
حس خلا آدم احساس می کنه که یه چیزی توی وجودش نیست . هر چی می گردی نمی تونی پیدا کنی که چی گم کردی .
" فاطمه .  فاطمه .
داشتم نوی اتاق روسری سرم می کردم آخه تازه هدیه گرفته بودم خیلی ذوق داشتم. مامانم هم همینطوری هی صدام می کرد.
تازه به سن تکلیف رسیده بودم. همیشه در ایام فاطمیه ما نذر شله زرد داشتیم و توی حیاط خونمون می پختیم . نمی دونم هم چرا اینکار رو می کردیم فقط می دونستم که مادر بزرگم این نذر رو داشته و انجام می داده.
من داشتم اماده می شدم که برم توی پخش کمک کنم.
بعد از پخش من خیلی خسته شده بودم .به مادر بزرگم گفتم چرا این نذر و دارید ؟
من خسته شدم. اه
مادر بزرگم اشک توی چشماش جمع شد .
من ترسیدم نکنه که از حرف من ناراحت شده باشه. دویدم و رفتم اشکهاشو پاک کردم و صورتشو بوس کردم و گفتم ببخشید منظور بدی نداشتم به خدا.
مادر بزرگم صورتم رو بوسید و گفت از دست تو ناراحت نیستم .
گفتم پس چرا گریه می کنی ؟
گفت وقتی مادرت توی سن و سال تو بود یه روز من داشتم روی پشت بوم لباس پهن می کردم و اونم داشت اونجا بازی می کرد.
هرچی هم بهش گفتم که اینجا خطر ناکه گوش نداد.
یه دفعه یه گربه دید و ترسید اومد فرار کنه که از لبه پشت بوم افتاد پایین.
من یه لحظه شوکه شدم .
این قصه رو مادر بزرگم هیچ وقت برای تعریف نکرده بود.
مادربزرگم ادامه داد : همه دویدیم توی حیاط سر مادرت شکسته بود و داشت ازش خون می رفت . ما سریع رسوندیمش بیمارستان .
توی بیمارستان گفتن که ضربه سختی به سرش وارد شده و احتمال برگشتش خیلی کمه.
من که کاری از دستم برنمی اومد.
نذر کردم که حضرت فاطمه دخترم رو بهم برگردونه.
این نذر از اینجا اومده. اسم تو هم همینطور.
من نفهمیدم چی شد یه لحظه به خودم اومدم دیدم که تو بغل مادر دارم گریه می کنم.
من مادرم و از دست نداده بود فقط احساس کردم که اون و از دست دادم .
خیلی احساس بدی بود.
خدا مادر هیچی رو ازش نگیره"

من امـــدم  برا ی  یــاری عـــلی
فــقط   برای  ماندگـــاری عـــلی
بســاز  با  همه  نــداری   عــلی
مــنم کنــیز  خانــه  داری علــی

علی شناسـی  است  راه فاطمه
علی سـت  بهـترین  گناه فاطمه


علی فقط غم مرا به سینه داشت
علی مرا فقط در این مدینه داشت
ولی همان که از غدیر کینه داشت
برای بی  هــوا  زدن زمینه داشت

نبی که رفت ناله اش به من رسید
و پاره ی قــباله اش به مـن رسید

رســیده ام   ســر قرار گــم شده
رســید دســت روزگــار  گم شده
به ضــرب دور از انـتــظار گم شده
حــسن بگرد گوشــواره  گم شده

به هیچ کس نگو که خورده ام زمین
به هــیچ  کــس  نگو عزیـزم  افرین

امــان  من   بریده  شــد امــان بده
حســن تو  چــادر  مرا  تکــان  بده
عصــا  به  دســت  مادر جـوان بده
جلو بیــفت  خــانه  را  نــشان بده

پس از نبــی بلــــا فـقط همین نبود
تمــام  ماجــــــرا  فقط هــمین نبود


صابر خراسانی

ایام فاطمیه رو تسلیت می گم.
 


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 توسط مشاور | سخن تو... ()
درباره وبلاگ
مرکز راهنمایی علامه حلی (1) - مشاوره تحصیلی ، رفتاری دانش آموزان و والدین
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» چ
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شهریور 1393/post/archive/1393/62 خرداد 1393/post/archive/1393/31 اردیبهشت 1393/post/archive/1393/21 فروردین 1393/post/archive/1393/11 اسفند 1392/post/archive/1392/121 بهمن 1392/post/archive/1392/111 آبان 1392/post/archive/1392/82 مهر 1392/post/archive/1392/71 مرداد 1392/post/archive/1392/52 تیر 1392/post/archive/1392/44 اردیبهشت 1392/post/archive/1392/23 /post/archive