تبلیغات
اتاق مجازی مشاوره - اعتماد
اتاق مجازی مشاوره
سلام.
چه خبر ؟
ار سمپل چه خبر ؟
در این هفته اخیر اتفاقات ریز و درش افتاده که ...
نمی دونم چرا دوست دارم این قصه اینجا قرار بدم
قصه قشنگیه .

داستان درباره یک کوهنورد است که می ­خواست از بلندترین کوه­ ها بالا برود. او پس از سال­ها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می ­خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود. شب، بلندی­های کوه را در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی­دید. همه چیز سیاه بود اصلاً دید نداشت ابر روی ماه و ستاره­ها را پوشانده بود. همان طور که از کوه بالا می­رفت پایش لیز خورد. در حالی که به سرعت سقوط می­کرد از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه­های سیاهی مقابل چشمانش می­دید و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می ­گرفت. همچنان سقوط می­کرد، در آن لحظات تمام رویداد­های خوب و بد زندگییش به یادش آمد. اکنون فکر می ­کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است. ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شد و در میان آسمان و زمین معلق ماند. در این لحظه سکون، چاره­ای برایش نماند جز آنکه فریاد بزند. خدایا کمکم کن.

ناگهان صدای پرطنینی از آسمان شنیده شد: چه می خواهی؟

- ای خدا نجاتم بده

- واقعاً باور داری که می­توانم نجاتت دهم.

- البته که باور دارم.

- اگر باور داری طنابی را که به دور کمرت بسته است، پاره کن. یک لحظه سکوت.... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد. گروه نجات می­ گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از طناب آویزان بود و با دست­هایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

عجب !




نوشته شده در تاریخ جمعه 28 بهمن 1390 توسط مشاور | سخن تو... ()
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ
مرکز راهنمایی علامه حلی (1) - مشاوره تحصیلی ، رفتاری دانش آموزان و والدین
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» چ
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شهریور 1393/post/archive/1393/62 خرداد 1393/post/archive/1393/31 اردیبهشت 1393/post/archive/1393/21 فروردین 1393/post/archive/1393/11 اسفند 1392/post/archive/1392/121 بهمن 1392/post/archive/1392/111 آبان 1392/post/archive/1392/82 مهر 1392/post/archive/1392/71 مرداد 1392/post/archive/1392/52 تیر 1392/post/archive/1392/44 اردیبهشت 1392/post/archive/1392/23 /post/archive